العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

125

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

خدا پريان و همگنان آنها را توانا كند كه خود را بمردم بنمايند و مانند جانورى شوند زيرا تنشان رقيق است و امكان آن در آن هست ، و ديديم كه آدمى را كه هواء را جمع كند و پراكنده سازد و اجسام نرم را بهر شكل درآورد و مايه آنها بيش و كم نشود . اخبار بسيار است كه شيطان خود را باهل دار الندوه نمود در صورت يك شيخ نجدى ، و روز بدر به صورت سراقه حاضر شد ، و جبرئيل هم براى اصحاب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به صورت دحيه كلبى نمودار شد ، و باز نشدنى نيست كه خدا صورت آنها را در برخى حالات دگرگون سازد و مردم براى يكنوع امتحان آنها را بينند رازى در - 15 : 174 - تفسيرش گفته : در كيفيت آرايش شيطان دو وجه گفتند . 1 - شيطان به همان وسوسه كارهاشان را آرايش داد و به صورت آدمى در نشد و اين قول حسن است و اصمّ . 2 - به صورت آدمى در آمد ، گفتند چون مشركان خواستند ببدر روند از بنى بكر بن كنانه نگران بودند كه مبادا بخونخواهى كسى كه از آنها كشتند از پشت سر بدانها يورش برند ، و ابليس به شكل سراقه بن مالك كه يكى از اشراف بنى كنانه بود با سپاهى از ديوان و پرچمى به دو نمايان شد و گفت : امروز كسى بر شما چيره نگردد و من هم پناه شما هستم . و چون ابليس ديد فرشته‌ها فرو مىآيند بدنبال برگشت و گفتند دستش در دست حارث بن هشام بود ، و چون برگشت حارث به دو گفت : در اين حال ما را بىياور ميكنى ؟ گفت من بينم آنچه نبينيد ، و زد تو سينه حارث و گريختند ، و در اين داستان چند پرسش است ؟ 1 - چه سودى داشت كه شيطان به صورت سراقه درآيد . جوابش اينست كه اين خود معجزه‌اى شد براى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم زيرا چون كفار به مكه برگشتند ، گفتند : سراقه مردم را شكست داد و او گفت من از رفتن